آموزش گرامر
زمان گذشته افعال با قاعده
الف. طریقه ساختن افعال در زمان گذشته به دو صورت زیر است:
1. افعال بی قاعده: با اضافه کردن ed یا d به آخر افعال، آنها را به گذشته افعال تبدیل می کنیم.
2. افعال بی قاعده: برای تبدیل این افعال به زمان گذشته قانون خاصی وجود ندارد و باید به تدریج آنها را فرا بگیریم و حفظ کنیم.
مثال:
فعل با قاعده: Mrs. ditto enjoyed her class.
خانم دیتو از کلاسش لذت برد.
فعل بی قاعده: I went by bus
من با اتوبوس رفتم.
صرف فعل با قاعده to work (کار کردن) در زمان گذشته ساده
من کار کردمI worked
تو کار کردی you worked
او (مذکر) کار کرد he worked
او (مونث) کار کرد she worked
این (آن) غیر شخص کار کرد it worked
ما کار کردیم we worked
شما کار کردید you worked
آنها کار کردند they worked
ب.کاربرد: گذشته ساده برای عملی استفاده می شود که در زمان گذشته انجام گرفته و به پایان رسیده است.
ما به آنها کمک کردیم. we helped them
تغییرات در افعال با قاعده در گذشته
نکته 1: اگر فعلی به e ختم گردد، فقط d به آخر فعل اضافه می شود.
مثال:
we lived in a big city
ما در یک شهر بزرگ زندگی کردیم.
نکته 2: اگر فعلی به y ختم گردد و قبل از y حرف بی صدا باشد، برای تبدیل به گذشته y به i تبدیل شده، ed اضافه می شود. اما اگر قبل از y حرف صدا دار باشد، y تغییری نکرده و ed اضافه می شود.
مانند: study، enjoy
تا آموزش های دیگر خدا، یار و نگهدارتان
- درخواست کردن در موقعیت های دوستانه، اغلب به صورت امری مطرح می شود و در آخر جمله will you? اضافه می گردد.
Turn down the music, will you?
صدای موسیقی را کم کن، لطفا
Pick up your things, will you?
کتابهایت را سرجایش بگذار
- در پاسخ می توان عبارات زیر را به کار برد:
Ok، Sure، Yeah Ok
- رایج ترین عبارتی که برای خواهش کردن در موقعیت های دوستانه و غیر رسمی به کار می رود معمولا عبارت Can you? است. مثال:
Can you turn up the TV (please)?
می توانی صدای تلویزیون را زیاد کنی؟
Can you lead me a couple of dollars until tomorrow?
می توانی فردا چند دلار به من قرض بدهی؟
- اگر بخواهیم خواهش کسی را در یک موقعیت دوستانه رد کنیم ابتدا عبارت Sorry I can’t را گفته و سپس دلیل خود را ذکر می کنیم.
مثال:
Mother: David, put that dictionary away, will you?
Son: Sorry Mom. I can’t. I’, using it
مادر: دیوید، آن دیکشنری را سرجایش بگذار.
پسر: متأسفانه نمی توانم مادر. دارم از آن استفاده می کنم.
- برای خواهش کردن در موقعیت های رسمی تر اغلب اغلب از عبارت Could you… استفاده می شود.
مثال:
Could you show me the way to the Hilton Hotel (please)?
میشه لطفا آدرس هتل هیلتون را به من بدهید؟
- نکته مهم: همواره می توان از can you … ? برای خواهش دوستانه و از could you برای خواهش کردن در موقعیت های رسمی استفاده نمود و در اغلب موارد نیاز شما را برآورده خواهد ساخت.
- عبارت های will you … ?و would you …? تقریبا معادل could you …? است و در موقعیت های رسمی به کار می روند.
مثال:
Would you help me with this application form (please)?
ممکن است لطفا در پر کردن این تقاضانامه به من کمک کنید؟
- برای دادن پاسخ منفی به خواهش های رسمی اغلب عبارت I’m afraid I can’t. (متأسفانه نمی توانم) گفته می شود و پس از دلیلی ذکر می شود.
مثال:
A: Could you give me a ride home?
B: I’m afraid I can’t. My car is in the garage.
ممکن است لطفا مرا به خانه برسانید؟
متأسفانه نمی توانم. ماشینم در تعمیرگاه است.
- یکی از مهمترین عبارت هایی که برای خواهش کردن در موقعیت های رسمی رایج است عبارتwould you mind … ? (به معنای بی زحمت) می باشد. توجه شود که بعد از فعل mind شکل ingافعال به کار می رود.
مثال:
Would you mind putting out your cigarette?
بی زحمت / لطفا سیگارتان را خاموش کنید.
- نکته: به هنگام استفاده از would you mind … ? اگر قصد پذیرفتن خواهش را داشته باشیم ، باید از از عبارت های منفی مانند Not at allاستفاده نمود و به کار بردن عبارت هایی نظیر Yes, I wouldو یاYes, of course و نظایر آن غلط و غیر مودبانه می باشد. برای پاسخ منفی و یا رد این درخواست می توانیم از عبارت هایی مودبانه نظیر I’m afraid I can’tاستفاده نمود.
مثال:
A: would you mind helping me with the cleaning?
زحمتی نیست که در نظافت کمکم کنید.
پاسخ مثبت:
No, Not at all
نه اصلا/ ابدا
پاسخ منفی:
I’m afraid I can’t. I have to rush to my class
متأسفانه نمی توانم. ناچارم با عجله بروم کلاس
- برخی دیگر از عبارت هایی که در خواهش های رسمی به کار می روند عبارت است از:
مثال:
Do you think you could help me with my exams?
فکر می کنی می تونی در مورد امتحاناتم به من کمک کنی؟
I wonder/ was wondering if you could speak to the boss about my proposal.
می خواستم بدونم میشه (خیلی خوب میشد) در مورد پیشنهاد من با رئیس صحبت کنید؟
Would it be possible for you to put off our exam date?
ممکن است تاریخ امتحان ما را عقب بیاندازید؟
- کاربرد عبارت های رسمی فقط محدود به موقعیت های رسمی نمی باشد، گاهی ما از دوستان یا نزدیکان خود خواهش بزرگی می کنیم که انجام آن چندان آسان نیست. در این حالت گوینده از عبارت های رسمی تر استفاده می نماید.
مثال:
Dad, do you think you could buy me a laptop? I really need one
پدر، فکر می کنی بتوانی یک لپ تاپ برایم بخری؟ واقعا یکی لازم دارم.
1- با تاکسی به فرودگاه رفتم.
I took / got a cab to the airport.
2- معمولاً با تاکسی به فرودگاه می روم. هرگز با ماشین خودم نمی روم.
I usually go to the airport by taxi. I never go in my car.
3- چقدر طول می کشد ما را از اینجا به فرودگاه ببرید؟
How long does it take to take us from here to the airport?
4- با تاکسی فقط پنج دقیقه راه است.
It’s only a five-minute taxi-ride away.
5- از فرودگاه تا دانشگاه با تاکسی حدوداً بیست دقیقه طول می کشد.
A taxi journey from the airport to the university takes about twenty minutes.
6- باید یک تاکسی تلفنی برایش بگیریم. آخر شب است.
We should call him a cab. It’s late at night.
7- می خواهی زنگ بزنم تاکسی بیاید؟
Would you like me to phone for taxi?
8- من جلو می نشینم.
I will sit in the front.
9- یک ربع است که دارم برای تاکسی دست تکان می دهم. اما هیچ کدام از آنها نمی ایستد.
I have been hailing cabs since fifteen minutes ago. None of them stops.
10- برایت تاکسی بگیرم؟
Shall I call/ order/ hail a taxi for you?
11- بیا با تاکسی به خانه برگردیم.
Let’s take a taxi back home.
12- آیا این نزدیکیها ایستگاه تاکسی هست؟
Is there a taxi rank/ cab stand nearby?
13- او خسیس تر از آن است که بخواهد تاکسی بگیرد.
She’s too cheap/ mean to take a cab.
14- شرکت برای شما یک تاکسی در فرودگاه آماده خواهد کرد.
The company will arrange for a taxi to meet you at the airport.
15- هر شش تامون به زور توی یک تاکسی سوار شدیم.
All six of us bundled into a taxi.
16- ما همگی پریدیم توی یک تاکسی.
We all jumped in a taxi.
17- تعارف کردم کرایه تاکسی را بدهم.
I offered to pay the fare of the taxi.
18- او بر سر کرایه تاکسی با راننده مشاجره کرد.
He got into a dispute over the taxi fare.
19- به دلایلی که حالا یادم نمی آید، مجبور شدیم تاکسی بگیریم.
For some reason which escapes me, we had to take a taxi.
20- بعضی از راننده های تاکسی کرایه های خیلی بالایی می گیرند.
Some taxi drives charge extortionate rates.
21- بعضی از راننده های تاکسی کرایه های خیلی بالایی می گیرند.
We have the largest fleet of taxies in the state.
22- ما بزرگترین ناوگان تاکسی رانی کشور را داریم.
We have the largest fleet of taxies in the state.
23- عجله کن! تاکسی بیرون مقابل در ایستاده.
Hurry up! The taxi is out front.
24- بار سفرم زیادست، بنابراین مجبورم تاکسی بگیرم.
I am loaded down with bags, so I have to take a taxi.
25- بیا یک تاکسی بگیریم و فکر پولش نکنیم!
Let’s take a taxi and blow the expense!
26- آخه واسه چی داری بوق می زنی؟
Why on earth are you tooting/ honking your horn?
27- کجا می روید آقا؟
Where to, sir?
28- می خواهم به این آدرس بروم.
I want to go to this address.
29- کرایه چقدر است؟
How much is the fare?
30- میشه بگویید کرایه تا هتل تقریباً چقدر میشه؟
Can you tell me roughly how much the fare will be to the hotel?
31- من بیش از دو دلار نمی دهم.
I won’t pay more than two dollars.
32- سوار شو.
Hop in.
33- ممکنه تاکسی متر را ببینم؟
May I see the taximeter?
34- راننده تاکسی از هتل پورسانت می گیرد.
The taxi driver gets a rake- off from the hotel.
35- تو خیابان تاکسی زیاد نیست.
There are few taxies in the street.
36- آیا فکر می کنی دلیلش سهمیه بندی بنزین است؟
Do you think it’s because gas has been rationed?
37- من با سهمیه بندی موافقم چرا که این کار سبب صرفه جویی در مصرف انرژی می شود.
I am in favor of rationing, because we can save energy this way.
38- دولت در صدد کنترل مصرف سوخت است.
The government is trying to rein in fuel consumption.
39- به خودروهای شخصی روزانه 5/3 لیتر بنزین یارانه ای و به خودروهای دولتی 10 لیتر داده می شود.
Private cars are allowed 3.5 liters of subsidized petrol per day, state-owned vehicles 10 liters.
40- سهمیه وسائط حمل و نق عمومی بیشتر است.
Public transportation vehicles have a higher quota.
41- باید مراقب باشی کارت هوشمند سوخت را گم نکنی چون صدور مجدد آن زمان می برد.
You should be careful not to lose your fuel smart card, because reissuing take time.
42- سعی می کنم در مصرف سوخت صرفه جویی کنم.
I try to economize on fuel.
43- اشکالی ندارد شما کرایه تاکسی را پرداخت کنید؟
Would you mind paying the taxi driver?
44- مثل اینکه کرایه تاکسی ها را باید من بدهم.
Sounds like I have to pay for the taxies.
45- دست از خسیس بازی بردار.
Stop being such a close- fisted man
درس امروز ما به چهار قسمت تقسیم میشود که عبارت است از: آموزش گرامر، لغات، اصطلاحات و ضرب المثلها و در آخر
به بخش انگلیسی کاربردی (انگلیسی لذت بخش) میرسیم.
بخش اول، گرامر:
درس اول: there is, there are ( وجود دارد، وجود دارند) (هست، هستند)
زمانی که بخواهیم موجودیت افراد یا اشیا را بیان کنیم یا این که گزارش یا رویدادی را بیان کنیم از ساختار there is برای جملات مفرد و there are برای جملات جمع استفاده میکنیم.
مثال: there is a book on the table
یک کتاب روی میز است.
there are several mans, who want to join us!
مردان زیادی هستند که می خواهند به ما بپیوندند.
درس دوم: شکل مالکیت اسامی (Possessive form of noun)
1. با اضافه کردن آپاسروفی اس ('s) به اسامی مفرد و جمع بی قاعده می توانیم مالکیت بسازیم.
مثال: the girl's bag
کیف دختر
the men's cars
ماشینهای مردان
2. اگر اسم به s جمع ختم شود، کافی است که فقط یک آپاسروفی (') بعد از اسم اضافه کنید.
مثال: the boys' hats
کلاه های پسران
3. توجه کنید گاهی اوقات اسم مورد توصیف را به کار نمیبریم و فقط آپاسروفی کافی است!
مثال: .he went to Sina's
او به خانه سینا رفت.
I have an appointment at the doctor's
من وقت دکتر دارم.
درس سوم: ضمایر و صفات اشاره ( This, that these, those)
لطفا به ضمایر و معناهای آنها در ادامه توجه کنید:
this is = این هست
that is = آن هست
these are = اینها هستند
those are = آنها هستند
کلمات فوق به عنوان صفت اشاره به طریق زیر به کار میروند:
مثال: this book is mine
این کتاب مال من است.
that book is on the table
آن کتاب روی میز است
these books are great
این کتاب ها عالی هستند
those books are on the table
آن کتاب ها روی میز هستند.
بخش دوم: آموزش لغات
امیدوارم که معانی لغات قبلی را پیدا کرده باشید و به خوبی فراگرفته باشید. حتما یک دفترچه یادداشت داشته باشید و سعی کنید کلماتی را که بلد نیستید را در ابتدا جنسیت گرامری که آن کلمه ممکن هست داشته باشد و بعد یک مثال در قالب جمله از آن کلمه یادداشت کنید. دقت کنید که ممکن هست یک کلمه شاید دهها معنی داشته باشد و شما فقط چندین معنی و حالت آن را بدانید. پس حتما دیکشنری انگلیسی خودتان را که میبایست advance باشد را چک کنید. تلفظ بریتیش فراموش نشود!
1. jelly
2. cupboard
3. refrigerator
4. juice
5. cookie
6. plate
7. knife
8. fork
9. carrot
10. cup
11. soda pop
12. napkin
13. delicious
14. disappoint
15. lemonade
16. pyramid
17. bottom
18. grain
19. spinach
20. protein
21. sprout
22. spruce
23. splash
24. splatter
25. ham
26. peach
27. cute
28. firefighter
29. somersault
30. cartwheel
31. laugh
32. snore
33. homesick
34. host
35. photographer
تمرین برای دوستان در سطح پیشرفته: کدام یکی از کلماتی که در سه جلسه آموزش لغات و جمعا 105 کلمه آموزش ارائه داده شد به معنای مال خر و یه عبارتی به کسی که اجناس دزدی خرید و فروش میکند مرتبط است. دقت کنید که آن کلمه در حالت (informal) استفاده می شود.
بخش سوم: ضرب المثل و اصطلاحات
A burden of one's choice is not felt
خود کرده را تدبیر نیست
to bring down the house
سنگ تمام گذاشتن
مثال: She really brought down the house with her comedy.
Bad is never cheap
هیچ ارزانی بی علت و هیچ گرانی بی حکمت نیست.
خوب آموزش های امروز تمام شد. امیدوارم که لذت کافی را برده باشید. اگر مشکلی احتمالی را در آموزش ها دیدین و یا انتقاد و پیشنهادی داشتید، حتما بیان کنید.
شادکام باشید.